دیشب واسه احیا رفته بودم بهشت زهرا
یه حس خاصی داشت سر قبر شهیدای گمنام جوشن کبیر خوندن...پشیمانم"من پشیمانم گفتن...

بعد دعا رفتم سر مزار شهید همت...کلی حرف داشتم که باهاش بزنم...اما تا نشستم سر مزارش همه چی یادم رفت...فقط گریه کردم...هر چقدر که دلم خواست...
![]()
![]()
![]()
دلم هوای مشهد کرده...امام رضا...بطلب دیگه...

میشه یه مدت آپ نکنم؟؟؟
با تغییر برمیگردم![]()
سلام ![]()
روح من برای من رفیقی است که مرا هنگام روزهای سخت و سنگین دلداری می دهد...و هنگام فزون یافتن غم های زندگی تسکین می بخشد.کسی که همدم روح خود نباشد...دشمن مردم است.کسی که در خویشتن خویش دوستی را نمی یابد آکنده از ناامیدی خواهد مرد.زیرا زندگی از درون انسان می جوشد نه از بیرون...![]()
جبران خلیل جبران
تولدم مبارک!!!![]()
در روز تفلدم که روزی بس گرانقدر است
آرزو می کنم که درد و بلایم با شدت تمام بر خلاف گفته ی استاد حسین مخته
بخورد در سر عشقم
و نه این که درد و بلای عشقم در سر من بخورد...
( ایول ادبیات )
حالا این عشق کیست خود نیز نمیدانم...
شما اگر فهمیدید خبر دهید و خانواده ای را از نگرانی برهانید!!!![]()
کادو نیاوردین
خجالت نمی کشین؟
از ونوس یاد بگیرین!نگاه کنین چه شال خوشملی برام خریده...
نمی تونین ببینین؟احالا اگشال نداره![]()
اما خیلی ماهه این ونوس![]()
هرچند بعضی وقتا در امور شخصی من دخالت می کنه
و بی اجازه دم پنجره ی اتاقم میره![]()
و بی اجازه...بگم ونوس؟؟؟بگم؟؟؟بگم؟؟؟![]()
نمیگم![]()
![]()
داشتم می گفتم...با این که بی اجازه یه کارایی می کنه اما من عاشقشم!!!ونوس عاشقتم!!!
( البته اگه کادو نداده بودی قضیه یه نموره فرق می کرداااا )![]()
خیلی خوب...خیلی زود تبدیل شد به خیلی بد
خیلی زود
هیچ کس چیزی به من نگفت.
به همین دلیل هیچ وقت سر درنیاوردم که خیلی خوب چقدر زود تبدیل می شود به خیلی بد
آفتاب...تبدیل شد به سایه...به باران...
شور و شوق...تبدیل شد به لذت...به درد...
ترنم ترانه های دل انگیز عاشقانه...جایش را داد به سر دادن سرودهای غم انگیز...
خیلی زود
.
.
.
با " تا ابد " شروع شد و بعد تبدیل شد به گاهی...به هیچ وقت.
و مرا دوست داشته باش تبدیل شد به جایی هم در { قلبت } برای من در نظر بگیر.
خیلی زود
خیلی خوب...خیلی زود تر از آنکه فکر می کردیم تبدیل شد به خیلی بد...
.
.
.
خیلی زود
شل سیلور استاین
پ.ن :اگشال داره آدم روز تفلدش از جبران خلیل جبران
و شل سیلور استاین
متن بذاره تو وبش![]()
منظورم اینه که فقط باید ساسی بذاریم![]()
![]()
![]()
میخواستم وایسم بعد بازی اس اس آپ کنم اما اون موقع دیگه تفلدم گذشته مزه نمیده![]()
داداشم قراره یه پرچم اس اس بزرگ بزرگ بزرگ از استادیوم برام بیاره...به عنوان کادوی تفلد
خوبه دیگه کادوی گرون رو از سرش باز کرد![]()
.
.
.
یا علی![]()
![]()
نماز و روزه هاتون قبول![]()
به نظر شما جناب صادقی از مار میترسه ؟؟؟؟




اصولا من در همه ی عرصه ها انسان یواشی
هستم برا همین شما اصلا نمیتونین توقع داشته باشین که تا ۴-۵ روز بعد از تصمیم گرفتن برا آپ ، پستی از من ببینین!!!
از روز تولد برادر صمد مرفاوی تصمیم گرفتم آپ کنم!!!امااااا...
حالا اگه من الان تفلد حاج صمدو تبریک بگم چی میشه ؟؟؟























یه هفته ای هست که دارم به مغز مبارک فشار میارم تا یه موضوع پیدا کنم و راجع بهش اینجا بنویسم...



من وب زیاد داشتم اما همش یا ورزشی بوده یا مسخره بازی...
که نوشتن راجع به دوتاشون خستم کرده.فوتبال که دیگه هیجان سابقو نداره و من فقط باید بیام اینجا به علی دایی و شریفی و کفاشیان و باقی آقایون فحش بدم...طنزم که...همه میگن زیادی سرخوشه!!!
حالا با این اوصاف معلوم نیست شما قراره تو این وب چی ببینین!!!البته مطمئن باشین عمرا تو این وبلاگ عبارتایی مثل : واژه هایم بوی تو را میدهند ( ! ) و اینا نمی بینین.ناله و زاری هم...نداریم.هنر اینه که تو اوج بدبختی لبخند بزنی
.
.
.
۱۳ روز دیگه لیگ شروع میشه...آخ جووون!!!!
( کی گفت فوتبال هیجان نداره ؟ هر کی گفت شکر اضافی خورد!!! )
بابای










